چند سال پیش یه باره و بدون هیچ دلیلی ناپدید شد. بارها بهش ایمیل زدم. به تلفنش زنگ زدم. هیچ جوابی نبود. و امروز ساعت ۱۷.۳۰ برام نوشته که عزیزم حالت چطوره، دلم برات خیلی تنگ شده.
بعد از ۳ ساعت براش نوشتم که حالت چطوره ، من خوبم. دل من هم برات تنگ شده و بهت فکر می‌کنم.

می‌خواستم بنویسم که بعضی وقتا پیش خودم یادت می‌کنم اما نوشتم که بهت فکر می‌کنم. سوالا‌های زیادی داشتم برای پرسیدن. ولی فقط حالش رو پرسیدم.

Publicités

Laisser un commentaire

Entrez vos coordonnées ci-dessous ou cliquez sur une icône pour vous connecter:

Logo WordPress.com

Vous commentez à l'aide de votre compte WordPress.com. Déconnexion / Changer )

Image Twitter

Vous commentez à l'aide de votre compte Twitter. Déconnexion / Changer )

Photo Facebook

Vous commentez à l'aide de votre compte Facebook. Déconnexion / Changer )

Photo Google+

Vous commentez à l'aide de votre compte Google+. Déconnexion / Changer )

Connexion à %s