فرزانه الف و یا شاید هم عین

یه همکلاسی کلاس ۵م ابتدایی و اول راهنمایی داشتم به اسم فرزانه الف و یا شاید هم عین. دختر چاقی بود که مقداری خشنونت و بدویت در رفتارهاش همیشه بود. اینکه من چطور در اون سن متوجه بدویتش شده بودم رو واقعن نمیدونم اما فکر کنم به این خاطر بود که بدون اجازه من، وقت زنگ تفریح به وسیله های من دست زده بود و منم باهاش دعوا کردم و به معلممون هم گفتم. دختر قشنگی هم نبود و تقریبن شاگرد تنبلی هم محسوب میشد. خب منم از موقعیت ناچیزی که پیش معلممون داشتم استفاده کردم و فرزانه یه مختصر تنبیهی  شد. جالبه که در اون سن سال این هرزگی رو داشتم که نسبت به فرزانه متکبرانه رفتار کنم. دختر چاقی که قشنگ هم نیست و درس هم نمی خوند و اینکه مشکلات رفتاری هم داشت. به خاطر همین رفتار متکبرانه هرگز با فرزانه وارد هیچ گونه رابطه ای نشدم. اصلن به نظرم این دختر چه جذابیتی می تونست داشته باشه. اون وقتا فکر می کردم که هر کسی که اسمش فرزانه س، زشت و بد ادا و تنبله. کلاس اول راهنمایی درگیری با فرزانه پیدا نکردم اما باز هم باهاش وارد رابطه ای نشدم. سال دوم راهنمایی  باز هم اسم هر دوی ما در یک کلاس بود. فرزانه سال دوم راهنمایی رو هیچوقت شروع نکرد. توی شهریور ماه مریض میشه و کلی وزن از دست میده و خیلی زود میمیره. همه ی اون چاقیش در یک چشم به هم زدن نابود شد. یاد فرزانه همیشه در من باقی موند.

Publicités

Laisser un commentaire

Entrez vos coordonnées ci-dessous ou cliquez sur une icône pour vous connecter:

Logo WordPress.com

Vous commentez à l'aide de votre compte WordPress.com. Déconnexion /  Changer )

Photo Google+

Vous commentez à l'aide de votre compte Google+. Déconnexion /  Changer )

Image Twitter

Vous commentez à l'aide de votre compte Twitter. Déconnexion /  Changer )

Photo Facebook

Vous commentez à l'aide de votre compte Facebook. Déconnexion /  Changer )

Connexion à %s