گرچه شخصی نویسی ژانر مورد پسندی نیست(برای من) اما انگار گریزی ازش هم نیست. اوایل فکر می‌کردم که این شخصی نویسی امر زنانه‌ایه اما در واقع خیلی از مردها هم شخصی نویسی میکنند. اینکه چرا فکر می‌کردم که شخصی نویسی بیشتر امر زنانه‌ایه به این خاطر بود که هر وقت بحثی در می‌گرفت مردها بیشتر تئوریک بحث می‌کردن و زن‌ها خاطره تعریف می‌کردن. خب میشه این مسئله رو تحلیل کرد که دلیل خاطره گویی و یا تئوری گویی چیه هست اما واقعن نه انگیزه‌ و نه حوصله‌‌ای هست برای تحلیل و از طرف دیگه اصلن مهم نیست.

می‌خواستم یه چیزی بنویسم در مورد این خانومه که فکر می‌کنه چشماش شبیه چشمای سوفیا لورنه و پله‌های ترقی  به تنهایی طی کرده و من هم جزیی از همون 47هزار نفری هستم که دنبال کننده صفحه ش هستن اما چی بگم واقعن. یه بار توی فیس بوک از یکی انتقاد کردیم مادرش آومد برامون نوشت که به دخترش حسودی می‌کینم. البته کاش می‌نوشت دقیقن به چی حسادت می‌کنیم. اما به همین رضایت داد که بگه نگاه کن تعداد لایکات 17تاست و چیزایی از این قبیل.

حالا شایدم واقعن حسادت می‌کنم. به هر حال همیشه یه سری عقده در آدم هست.

اصلن از تیتر گذاشتن و ادیت متن خوشم نمیاد.

همیشه نمی‌دونم ایمیل رو باید با چه تیتری بفرستم. در بیشتر موارد می‌نویسم اورژانس اما بعضی وقتا نمیشه هیچ جوره این کلمه اورژانس رو به متن غالب کرد. زیادی بی‌ربط میشه.

Publicités

Laisser un commentaire

Entrez vos coordonnées ci-dessous ou cliquez sur une icône pour vous connecter:

Logo WordPress.com

Vous commentez à l'aide de votre compte WordPress.com. Déconnexion /  Changer )

Photo Google+

Vous commentez à l'aide de votre compte Google+. Déconnexion /  Changer )

Image Twitter

Vous commentez à l'aide de votre compte Twitter. Déconnexion /  Changer )

Photo Facebook

Vous commentez à l'aide de votre compte Facebook. Déconnexion /  Changer )

Connexion à %s