دیشب فیلم کپی برابر اصل کیارستمی رو دیدیم. ژولیت بینوش با مرد فیلم برای چن ساعت نقش یه زن و شوهر رو بازی کردن و واقعن تبدیل به یه کپی برابر اصل شد. میشه بیشتر در مورد فیلم حرف زد ولی همین یه خط هم کافیه. درسته که وبلاگ مثل توییتر محدودیت کارکتر نداره اما باید جلوی گزافه گویی رو گرفت.

از چیزهایی که توی سرم میگذره  حتی نمی تونم ذره ایش رو اینجا بنویسم و یا با دوستی در میان بذارم.

دیروز صبح یه ورژن دیگه از پروژه م رو واسه استاد فرستادم و هنوز جوابی نداده اما واقعن میترسم.

دوستم رو بعد از 2 ماه دیدم. هم دیگه رو توی مترو دیدیم و بعدش با هم رفتیم یه جای دیگه و از اونجا رفتیم که یه کافه پیدا کنیم. کافه های فرانسوی اصلن چاییشون خوب نیست، قهوه خوبی دارن ولی چای نه و خیلی الکی هم گرونه. به جاش رفتیم استارباکس سن لازار و ازین چایی بزرگ اپیسه با چیز کیک سفارش دادیم و تونستیم یه میز خوب که کنار پنجره بود رو تصاحب کنیم. به نظرم بعد از مدتها یکی رو میدیم که میتونستم باهاش فارسی حرف بزنم. البته تلفنی یا اسکایپی با دوستام حرف زده بودم ولی مدتها بود که هیچ دوستی رو ندیده بودم. سعی کردم پیش دوستم زوزه نکشم و هیچی از دلخوریهای اخیرم رو با ناراحتی بیان نکنم.

Publicités

Laisser un commentaire

Entrez vos coordonnées ci-dessous ou cliquez sur une icône pour vous connecter:

Logo WordPress.com

Vous commentez à l'aide de votre compte WordPress.com. Déconnexion /  Changer )

Photo Google+

Vous commentez à l'aide de votre compte Google+. Déconnexion /  Changer )

Image Twitter

Vous commentez à l'aide de votre compte Twitter. Déconnexion /  Changer )

Photo Facebook

Vous commentez à l'aide de votre compte Facebook. Déconnexion /  Changer )

Connexion à %s